های بچه جان !!
تازگی شنیده ام که گفته ای فلان رییس
رانت خورده است و برده است و مال خلق را برشمرده است !!
پس لذا و هکذا ...
نه ، چنین نبوده است و نیست نیز
عرض می کنم به خدمت شما :
ای بزرگوار و ای عزیز !!
از قدیم تا کنون نگاه بنده کاربردی بوده است
پس تفکرم همیشه مثبت است
با چنین تفکری
هر که برده کار کرده است !!
ادامه مطلب...

بچه های دیروزعزیز سلام ...
لطفا بلای جون پدرومادرنشید ...
ماشالابزرگ شدید،ولی برای اینکه سرکاربریدکلی دوندگی کردن،واستون عروسی گرفتن وزنتون دادن حالاهم که ماشالا ،هزارماشالابچه هم داریدوخودتون ننه وباباشدید ...
من نمیگم باپدرومادربه مهربونی رفتارکنید من میگم حداقل به عدالت رفتارکن
موقع ازدواج به اندازه کافی اموال وزمین به نام شما زدن ...
دیگه به یه تیکه زمین اون بدبختا که نبایدچشم داشته باشید ...
" رفتی زمین بابارو فروختی دلیلت این بود که"خب بعد مردن که بهم میرسید
توکه وضع بابات رومیدونی دستش تنگه ...
قدیمامیگفتن : بچه بزرگ کن عصای پیریات باشه ...
من میگم : عصاپیشکش،چماق روی سرش نباش عزیز،همین کافیه ...

ادامه مطلب...

پیامبر صلی الله علیه و آله روزی از جمع مسلمانان حاضر در مسجد سؤال کردند که: «چه روش و سیره ای برای زندگانی بانوان بهتر است؟» هرکس به فراخور معرفت خویش جوابی می داد؛ اما هیچ جوابی پیامبر را قانع نمی کرد. در این هنگام سلمان فارسی که در آن روزگار پیرمردی باوقار و پرذکاوت و در میان آن جمع، به لحاظ ایمان و معرفت بالاتر بود، با خود اندیشید که پاسخ این سؤال دقیق از سطح عمومی اندیشه مردان فراتر است. از این روی، در بحبوحه اظهار نظرهای گوناگون، خود را به خانه زهرا سلام الله علیها که متصل به مسجد پیامبر بود، رسانید و پاسخ پرسش پیامبر را از یگانه دخترش جویا شد. حضرت زهرا سلام الله علیها در پاسخ سؤال پدر فرمودند: برای زنان بهترین خیر آنست که مردان نامحرم را نبینند و مردان نامحرم نیز ایشان را نبینند
ادامه مطلب...
اینجا کجاس؟؟؟؟؟؟؟؟ و اینا اینجا چی کار میکنن؟؟؟؟؟؟؟



2- جهت استحضار مدير محترم وبلاگ؛ اگر چنانچه تغييري در متن ايجاد شود ديگر در اين وبلاگ نخواهم نوشت....
پی نوشت:
پرتویان:::: مطلب شما رمزگذاری شد ..... رمز مطلب شماره موبایل اختصاصی علوم تربیتی 89 (عدد آخر را وارد نکنید)
پی نوشت شماره 2:
پرتویان:::: به دلیل درخواست چندی از دوستان رمز ادامه مطلب تغییر کرده و نظرات غیرفعال شدند .... یاعلی (شرمنده از تاخیر کل پنجشنبه بیرون بودم)
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...

دوستان لطیفه ای رو مطرح کردن که شنیدن آن خالی از لطف نیست:
زن به شوهر: اگه من ازت جدا شم چي ميشه؟
مرد: ديوونه ميشم....
زن: نميري دوباره زن بگيري؟
مرد: والا به ديوونه اعتباري نيست.. !
و در ادامه دوستی خوش ذوق اینگونه ادامه داد:
مردي داشت مي مرد از زنش پرسيد :يعني وقتي من بميرم توميري شوهر ميكني؟!
زن گفت : نگونگواصلااصلا( گريه گريه)..
باز مردپرسيد: يعني بعدا بااوهم ميري بيرون گردش؟..
زن:نگونگو اصلااصلا هيچوقت ( گريه گريه)..
مرد دوباره پرسيد : با او هم ميشيني حرف ميزني گپ ميزني ؟
زن :نگونگو اصلااصلا ( گريه گريه) .
مرد دوباره پرسيد:از اين خورش ميرزاقاسمي و باقلا قاتوق خوشمزه كه واسه من ميپزي واسه اونم ميپزي؟..
و زن در حاليكه سعي ميكرد به زحمت بغضش رو قورت بده جواب داد :
نع .. اون ميرزا قاسمي و باقلاقاتق دوس نداره ..اون قورمه سبزي دوست داره.....گريه گريه...
پی نوشت!
یه مطلبي رو هم یکی از دوستان در
کامنت پست قبل مطرح نمودند که :
شیخ ما روایت می کرد:
گویند شخصی از سفر حجاز بازگشت
و دوستان جملگی منتظر ســوغات بودندي!
وانگهی شخصی خیر دیده ........!!
و مریدان همی گریستند![]()
با چندتا ازدوستان ،رفته بودیم سلف.از خاطرات ودیوونگی های بچگی هامون حرف زدیم. فائزه که از شیطنت های بسیـــــــــــــــــــــــار بامزه ش برامون گفت، تصمیم گرفتیم یه پست بذاریم وبخوایم هرکسی بیاد وخاطراتی رو که فکر می کنه خنده داره رو اینجا تعریف کنه.
هرکسی فکر میکنه جایی دروغی گفته،سوتی وحشتناکی داده،آبروی کسی رو برده ،به کسی تهمت زده ،مال یتیم خورده ،اختلاسی کرده، فحشی داده،سر کلاس آبرو برا معلمش نذاشته و....که فکر میکنه جایی گفتن داره ومی تونه ملت رو بخندونه،تشریف بیاره اینجا وبگه.
فقط خواهشا خاطراتی رو بگید که از سر بچگی بوده . و الا خیلی از چیزایی که بالا گفتم خنده نداره که هیچ،گریه هم داره.به نظرم باید جالب باشه که بدونیم همکلاسی هامون که قراره مدیران آموزشی بشن،خودشون تو بچگی چیکار کردن.
1 - حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) فرمود : ما أهل بيت پيامبر، وسيله ارتباط خداوند با خلق او هستيم ، ما برگزيدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشيم ، ما حجّت و راهنما خواهيم بود و ما وارثان پيامبران الهى هستيم .
2 - عبد اللّه بن مسعود گويد: روزى بر فاطمه زهراء (عليها السلام) وارد شدم و عرضه داشتم: همسرت كجا است ؟ فرمود : همراه جبرائيل به آسمان عروج نموده است ، گفتم: براى چه موضوعى ؟! فرمود: بين عدّه اى از ملائكه الهى مشاجره اى شده است و تقاضا كرده اند يك نفر از آدم ها بين ايشان حكم و قضاوت نمايد و خداوند به ملائكه وحى فرستاد : خودتان يك نفر را انتخاب نمائيد و آن ها هم حضرت علىّ بن ابى طالب (عليه السلام) را برگزيدند
3 - حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) در تعريف امام علىّ (عليه السلام) فرمود : او پيشوائى الهى و ربّانى است، تجسّم نور و روشنائى است، مركز توجّه تمامى موجودات و عارفان است، فرزندى پاك از خانواده پاكان مى باشد، گوينده اى حقّ گو و هدايتگر است، او مركز و محور امامت و رهبريّت است .
4 - حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) فرمودند: هركس عبادات و كارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترين مصلحت ها و بركات خود را براى او تقدير مى نمايد .
5 - حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) فرمودند : همانا حقيقت و واقعيّت تمام سعادت ها و رستگارى ها در دوستى علىّ (عليه السلام) در زمان حيات و پس از رحلتش خواهد بود .
به "خلیج فارس" رای بدهید
خاطرات زيبايي را در اين وبلاگ خوندم .... شايد براي شما هم عبرت انگيز باشند....
خوب آقای آواره هم تشریف فرما شدن دیگه ...... دیشب رسید و ما هم خودمون رو خواستیم برسونیم فرودگاه که نشد ولی مستقیم رفتیم خوابگاه ملت و اونجا تا رسیدیم اونا هم رسیدن و مراسم استقبال خیلی خلوت ولی باصفای دانشجویی رو برگزار کردیم .......... تهش هم همون جا ساکن شدیم و بعدش با شرمندگی صبح زود بدون خداحافظی و بیدارکردن بچه ها به سمت خونه روانه شدیم .....
خوب در اینجا باید بگم که سوغاتی ما کو ........ :دی:
نه شوخی کردم دعای مخصوصت برای ما بــــس ....

چه تصوراتی از وقتی که حضرت مسلم بن عقیل (ع) به کوفه اومدن قبل از اینکه ایشونومحاصره شون کنندو به شهادت برسونند،دارید؟ فکر می کنید یه عده آدم که پاشون لب گور بود چی کار کردند؟
صادق کرمیار،رمانی داره به اسم "نامیرا" ،که می تونید برانزدیک شدن به جواب این سوالات ویه سری سوالاتی که می تونه شخصی تر باشه ،مطالعه ش کنید.
ممکنه این کتابو ازآقای پرتویان امانت بگیرید وایشون ازشما بخوان که بیاریدش وشما که در طول تعطیلات نخوندینش، وقتی دارید این کتابو می خونید نیمه های شب باشه،چشماتون درحال بسته شدن باشه ولی اهمیتی ندید. حدود صد صفحه از کتاب مونده باشه وساعت نزدیک به سه. همچنان اهمیت ندید.ممکنه ساعت چهار،بالاخره تمومش کنید وبعد برید بخوابید. صبحم ممکنه ساعت ۷:۵۸دقیقه بیدار شید که به کلاس ساعت ۸ تون برسید...
به هرحال کتاب زیباییه از دستش ندید.
راستی ناشرکتاب نیستان وقیمت هم ۶۶۰۰تومان.
شرمنده از تاخیر؛ قرار بود که لینک های مجموعه های خبری ای که برنامه ما رو پوشش دادن رو تو وبلاگ قرار بدم ..... هم اکنون الوعده وفا
فقط لازمه روی هر جمله کلیک بفرمایید.
همین جا لازمه از دوستانمون توی خبرنامه دانشجویان ایران، نسیم آنلاین و خبرگزاری دانشجو برای پوشش خبری این برنامه تشکر کنم و یه انتقاد بزرگ به مجموعههای پرمدعی داشته باشم که شمایی که ادعای کار مثلا درستتون گوش فلک رو کر کرده تابحال نشون دادید که انگار شما بیشتر به بیانیه های سیاسی دانشجوها علاقه دارید تا وظیفه اصلی دانشجوها... و اما وظیفهی "اصلی" دانشجوها چیست؟؟؟؟ فقط "تولیدعلم" (البته دانشجو وظایف فرعی گسترده تر دیگه ای هم داره .....)
سعی کنید دغدغه های اصلی رو بازیچه ی سیاست خودتان نکنید.
لازم نیست ازشون اسم ببرم .... یاعلی
برنامه اصلی
خبرنامه دانشجویان ایران (با همت دانشجویان علوم تربیتی/ گزارشی از جلسه سوم ....)
خبرگزاری دانشجو (صبح امروز برگزار میشود ...)
پیش نشست شماره 1
خبرنامه دانشجویان ایران (فریدالدین حدادعادل)
خبر اولیه برگزاری نشست
اين اعتقاد بنده هست
شايد برا شما هم پيش اومده باشه
يه كتاب خوبي رو دوست داشته باشيد بخونيد
ولي حال خوندش رو نداشته باشيد!
ممكنه به شوخي بگيم:
توفيق نبود!
اما در واقع براي كسب علم اسلامي
پيشنياز آن توفيق الهي است....
منظور؟!
توي جمع هاي دوستانه
بارها از ضرورت انجام برنامه هايي ، براي رسيدن به اهداف ، مطرح كرديم
امـــــا به هر دليلي به مرحله اجرا نمي رسيد
تا اينكه يه فرشــته دوست داشتني
قاصــــــد اين توفيق بود...

بين اين همه دانشجو
قرعه خدا
به نام علوم تربيتـــي افتاد
خيلي راحت مي شد بي تفاوت بود
چون
مسئول برنامه دوستان علوم تربيتي نبودند
اما
اين قاصــــــــــد به دلـــــــــمان نشسـتــــــه بود....

اين بار خدا تبــــــــــاني كرد!
عــــــدد 56 1
به علوم تربيتـــي افتاد ....
خوشــــحال بوديم
وقتي فرشــــته دوست داشتنــي ما
از نـــــاقابلي ما خوشـــــحال بود....

(يكي از هداياي اهدايي دوستان)
حضور اين قاصــــــــــدك
فتـــح بابي شد براي چند نشســـت علمــــي
آن هم با همفكري دانشجويان علوم تربيتي
چند جلسه طول كشيد تا اهدافمان را از برگزاري اين نشســـت ها معين كنيم
جلساتي كه هم در داخل دانشگاه بود و هم در سطح شهر!
تاريخ برگزاري و مدعوين مشخص شدند
آنچه جالب بود
با اينكه موانع كار بسيار سخت پيش بيني مي شد
اما
طرف هاي مقابل به راحتي مي پذيرفتند!
از جمله مي توان به مهندس نويد
معاون وزير آموزش و پرورش
و دبير كل شوراي عالي آموزش و پرورش
اشاره كرد...
براي افرادي كه در جمع هاي نسبتا بزرگ شركت مي كنند
حضور در جلسه اي كه حدود 30 تا 50 مستمع دارد
كمي سخت است!!
آن هم در منطقه اي نه چندان نزديك به مركز شهر!
گــــزاف نگفته ام
اگر مســــبـّب اين سهل شدن را
شهيد رضايي نژاد بدانيم!
يك دعاي شهيد كافي بود تا ....
كار علمي آن هم در علوم انساني
يقينا دشوار است؛
از همين دست برنامه ها را دانشگاه تهران برگزار مي كند
نه دانشجويان كارشناسي
بلكه دانشجويان ارشد و دكتري ....
اين نشست ها نواقصي هم داشت
كه به بنده حقير مربوط مي شد....
خداي را سپاس مي گوييم
كه به جمع ما توفيق داد
تا دقايقي را پيرامون تربيت اسلامي
به بحث بنشينيم
باشد تا مورد قبول درگاه خداي عزوجل قرار گيرد...
و در آخر نگاهي به گذشته مان بياندازيم
و از خود بپرسيم:
ما بر آن عهد كه بستيم هستيم ...؟
"و من الله توفيق..."

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- عدد 56 ، شماره قرعه اي بود كه در جلسه تقدير از همسر شهيد رضايي نژاد به نام يكي از همكلاسي هاي ما افتاد و كربلايي شد.....
ــــــــــپينوشتـــــــــــــ
و عرض تشكر و تقدير از همه دوستان
كه در جلسات حضور موثر و پرنگ داشتند
و كاستي ها را كمرنگ نمودند....
قبول باشه!
پرتویان:
من هم به شخصه از همه دوستان و همکلاسی های محترم تشکر میکنم و انشاالله که با این روند توفیقات بیشتری نصیب همه ما و شما دوستان گرامی شود ........
و همینطور این رو بگم که اصلا از اینهمه کاری که انجام شده خسته نیستم و تازه اینکار به من کلی انرژی بخشید که میشه فقط با یه قدم کوچیک خیلی پیشرفت کرد.
فقط یه ذره اراده لازمه////
راستی آقای گلرخی شکسته نفسی میکنید ...... اگه ایرادی هم بود به کار جمعی برمیگشت...... و همینطور اینکه ممنون از پست قشنگت و واقعا درست گفتی این پستت به شخصه برای من یه سورپرایز بود....
راستی دیروز من و آقای گلرخی بعد مراسم رفتیم بهشت زهرا و سر قبر شهدا از اونا برای این لطف بزرگشون تشکر کردیم .....(مرتبط با موضوع پست)
و به جد این جمله در این جایگاه میگنجد که بگوییم:
و من الله توفیق
یکی ازملوک بی انصاف پارسایی راپرسید:ازعبادتها،کدام افضل است؟ گفت : تو را خواب نیمروز تا در آن یک نفس خلق را نیازاری





